تصميم...


از اين تصميم بيهوده
چه چيزی قسمتم بوده
نگو بامن از اين خواستن
که حسرت همدمم بوده
چی فهميدی از اين گريه
چی خوندی از نگاه من
نبودی تو پناه من
نبودی تکيگاه من
{|{|{
تو اين تصميم بيهوده
نشد تکرار دل شوره
اگه حتی نگاه تو
منو ميخواد و مجبوره
فراموشم شده روزی
که نبودن به تو وابسته
{|{|{
تويه حرفام، غم دنياست
چقدر دلگيرم و خسته
{|{|{
تو خواهش ميکنی اما
نميتونم که برگردم
من از دست رفتم و انگار
نميبينی پُر از دردم
{|{|{
کجای گريه های من
رسيدی تو به داد من
نبودی تو برای من
نبودی تو به ياد من
نبودی تو پناه من
نبودی تکيگاه من
{|{|{
از اين تصميم بيهوده
چه چيزی قسمتم بوده
نگو بامن از اين خواستن
که حسرت همدمم بوده
چی فهميدی از اين گريه
چی خوندی از نگاه من
نبودی تو پناه من
نبودی تکيگاه من
{|{|{
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۰/۳۰ ساعت 13:28 توسط حمـــــــــــید
|