زمونه سازتو کوک کن

تو بند اين زمين، دلم
عجب گرفتاری شده
همرنگ مردمش شدم
اين روزا اجباری شده
RQDCP
خسته ام از اونايی که
اين روزا به کام شونه
ز ير نقاب رنگيشون
گرگ زمونه پنهونه
PCDQR
اونا که به حرف دروغ
زبون و وادار ميکنن
چه راحت حقيقت رو
دروغی انکار ميکنن
PCDQR
زمونه سازتو کوک کن
تا دلم باهاش برقصه
که تموم آرزوهام
تو يه چنگال تو حبسه
RQDCP
تو بند اين زمين، دلم
عجب گرفتاری شده
همرنگ مردمش شدم
اين روزا اجباری شده
RQDCP
ای کاش نباشم ببينم
شب عزيز مردم بشه
که خوب و بد آدماش
تو سياهی گم بشه
RQDCP
کاشکی يکی از راه برسه
رگ دروغ و بزنه
يه روز بياد تا، نصف دنيا
پای فريب بشکنه
PCDQR
زمونه سازتو کوک کن
تا دلم باهاش برقصه
که تموم آرزوهام
تو يه چنگال تو حبسه
PCDQR
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۲/۲۳ ساعت 21:28 توسط حمـــــــــــید
|